4b95661aZTp3ZWJwfGY6L2ZpbGVzL2ZhL25ld3MvMTQwNS8zLzQvMTczMjNfNTE5LmpwZ3xmdWk6MTczMjV8bDpmYXx2OjE

️ در پنجمین گردهمایی فعالان کودک و موزه‌داران مطرح شد:

سید احمد محیط‌طباطبایی؛ رئیس ایکوم ایران: موزه‌های کودک ذاتاً فضاهایی بین‌نسلی‌اند و بزرگسالان نیز می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند؛ چراکه برخی موزه‌ها بستری برای گفت‌وگو و تبادل میان نسل‌ها فراهم می‌آورند.

علی‌اکبر زین‌العابدین؛ روانشناس و فعال اجتماعی: در حال حاضر به پنج نوع گسست، شامل بحران همدلی اجتماعی، حافظه تاریخی، شکاف نسلی، شکاف محیط زیستی و گسست هویت فرهنگی دچار هستیم و موزه‌ها یکی از فضاهایی هستند که می‌توانند به ترمیم گسست‌ها و افزایش پیوندها کمک کنند. از این رو حضور کودکان و نوجوانان در موزه‌ها واجد اهمیت است.


گزارش اختصاصی خیر ایران را اینجا بخوانید:

https://kheiriran.ir/0001Ui

در گردهمایی فعالان کودک و موزه‌داران مطرح شد:

موزه‌ها؛ پیونددهندۀ نسل‌ها و فاصله‌ها در جهان گسستۀ ما

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، پنجمین نشست فعالان حوزه کودک‌ و نوجوان و موزه‌داران، دوم خردادماه و به مناسبت روز جهانی موزه، با همت «ایکوم ایران» و «کانون توسعه فرهنگی کودکان» در سالن کنفرانس مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران برگزار شد. در این نشست علی‌اکبر زین‌العابدین؛ روانشناس، سید احمد محیط‌طباطبایی؛ رئیس ایکوم ایران و سوسن نیک‌ذات؛ نماینده «موزه سفیران صلح» به ایراد سخن پرداختند.

 در آغاز نشست، دکتر سید احمد محیط‌طباطبایی؛ رئیس ایکوم ایران، با مرور فعالیت‌های این نهاد از سال ۱۳۷۷، به روند توجه به کودکان در برنامه‌های سالانه ایکوم اشاره کرد و توضیح داد: در این سال‌ها، در هفته موزه و میراث فرهنگی، روزهایی به کودکان اختصاص داده شده است. این روند با برگزاری جشنواره کودک در کاخ سعدآباد و نیاوران آغاز و به‌تدریج به برنامه‌ای ثابت در موزه‌ها تبدیل شد. در ادامه این مسیر، موزه‌های بزرگی مانند نیاوران اقدام به ایجاد واحد کودک کردند و امکانات فرهنگی ویژه‌ای برای این گروه فراهم شد؛ به‌گونه‌ای که حتی شکل‌گیری موزه‌های کودک را نیز شاهد بودیم.

 وی با تأکید بر پرهیز از تفکیک مطلق کودکان از دیگر گروه‌های سنی افزود: نباید کودکی را از سایر رده‌های سنی جدا کرد؛ هرچند در ایران، به‌دلیل مغفول‌ماندن این گروه، ناچار به تعریف روزهای مشخص برای آن‌ها شده‌ایم. موزه‌های کودک ذاتاً فضاهایی بین‌نسلی هستند و بزرگ‌سالان نیز می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. چراکه برخی موزه‌ها بستری برای گفت‌وگو و تبادل میان نسل‌ها فراهم می‌کنند.

 محیط‌طباطبایی در ادامه، با اشاره به گستره مخاطبان ادبیات کودک تصریح کرد: داستان کودک می‌تواند مخاطبانی از ۹ تا ۹۹ سال داشته باشد؛ بنابراین، قصه پدیده‌ای فراگیر و متعلق به همه است.

 وی همچنین با بازگویی برنامه‌های کاخ نیاوران برای کودک و نوجوان ابراز کرد: چندین سال است که دوم خرداد را به روز کودک اختصاص داده‌ایم و در این چارچوب، تجربیات خود را با نهادهای مختلف به اشتراک می‌گذاریم.

 رئیس ایکوم ایران در پایان، با ارجاع به شعار امسال ایکوم گفت: گسست، صرفاً مفهومی جهانی نیست و در سطح روابط میان نسل‌ها؛ به‌ویژه در نسبت میان نسل جدید و نسل‌های پیشین نیز قابل‌مشاهده است. این مفهوم می‌تواند به‌عنوان محوری برای سامان‌دهی فعالیت موزه‌ها و کنشگران حوزه کودک موردِ‌توجه قرار گیرد.

در ادامه، سوسن نیک‌ذات؛ از «موزه سفیران صلح» به ارائه گزارش فعالیت‌های خود پرداخت. پیش از سخنان او، محیط‌طباطبایی در معرفی این مجموعه گفت: «موزه سفیران صلح یک موزه سیار است و خانم نیک‌ذات در یک خودرو این موزه را جمع‌آوری کرده است.» 

 سپس، سوسن نیک‌ذات با تأکید بر فعالیت‌های بین‌المللی موزه سفیران صلح بیان کرد: تابه‌حال به ۳۳ کشور سفر کرده‌ایم و موزه برای ما بهانه‌ای برای معرفی و تبادل فرهنگ ایران با دیگر کشورهاست.

  وی با اشاره به شرایط دشوار اخیر کشور و فعالیت‌های خود در دوران جنگ افزود: در این مدت، ناآرامی‌ها و دو جنگ را پشت سر گذاشتیم و متأسفانه تعطیلی موزه‌ها و محدودیت فضای مجازی سبب شد بسیاری از فعالیت‌ها متوقف شود. تا زمانی که دسترسی به اینترنت داشتیم، هر شب برای کودکان، اولیا و مربیان کارگاه برگزار می‌کردیم تا در جریان احساسات بچه‌ها قرار بگیریم.

  نیک‌ذات در ادامه درباره ارتباط موزه با کودکان بیمار گفت: به بیمارستان‌ها رفتیم تا ترس از جنگ و مرگ را کاهش دهیم. حتی برای کودکی که علاقه‌مند به ساخت جواهرات بود، امکان این کار را فراهم کردیم تا امید به او بازگردد. همچنین در مهدکودک‌ها حضور پیدا کردیم، دانه بلوط کاشتیم و به کودکان اطمینان می‌دادیم که این دانه‌ها جوانه می‌زنند.

 از دیگر اقدامات این مجموعه می‌توان به کاشت درخت، توزیع کتاب «درخت صلح»، تولید مستند «جنگ تا جنگ»، صدور بیانیه حقوق کودکان در جنگ و اجرای برنامه «سوگ عروسک‌ها» اشاره کرد.

تداوم فعالیت‌های فرهنگی با وجود محدودیت‌ها

 در ادامه، فرمهر منجزی از کانون توسعه فرهنگی کودکان درباره فعالیت‌های این کانون گفت: با وجود ناامیدی از برخی نهادها، کار را ادامه دادیم تا کودکان از کتابخانه فاصله نگیرند. کارگاه‌های مختلفی برگزار کردیم و تلاش کردیم کتاب‌داران را به‌روز نگه داریم تا بتوانند با مسائل روز همراه شوند. اکنون ۳۳ کتابخانه داریم و علاوه بر آن، با حدود ۲۰۰ مدرسه عشایری در ارتباط هستیم. برای ۵۰ مدرسه روستایی کتاب تأمین کردیم تا به‌عنوان کتابخانه مدرسه موردِاستفاده قرار گیرد.

نقش موزه‌ها در پاسخ به بحران‌های کودکان

 در بخش دیگری از نشست، نماینده غارموزه وزیری، با یادآوری نقش موزه‌ها در بحران به حاضران گفت: این‌که سرانجام مسائل اقتصادی چه خواهد بود، به این اندازه مهم نیست که از خود بپرسیم درحالِ‌حاضر برای کودکان چه نقشی می‌توانیم ایفا کنیم. باید ببینیم چگونه می‌توانیم با امکانات موجود، حال بهتری برای کودکان ایجاد کنیم.

 وی با اشاره به فعالیت‌های این مجموعه ابراز داشت: در این مجموعه تلاش کرده‌ایم آزاده زندگی‌کردن را به کودکان بیاموزیم. در یک سال گذشته، با برگزاری جشن‌ها و کارگاه‌ها، مسیری ایجاد شده که کودکان دوباره تجربه‌کردن را بیاموزند.

 در ادامه نشست، نمایندگان موزه‌ها و نهادهای مختلف، ازجمله «شورای کتاب کودک»، گروه «سنجاق قفلی»، «اداره کل موزه‌های محیط‌زیست»، «موزه تاریخ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، «موزه مجازی هنر کودک»، «مجموعه بادبادک» و دیگر فعالان، گزارش‌های خود را ارائه دادند. در این بخش، به موضوعاتی چون ترویج کتاب‌خوانی، تولیدمحتوای رسانه‌ای، فعالیت‌های هنری برای کودکان، توجه به کودکان دارای معلولیت و نقش موزه‌ها در آموزش تنوع زیستی پرداخته شد.

 نماینده موزه‌های محیط‌زیست، با تأکید بر اهمیت این موزه‌ها توضیح داد: «موزه‌های تاریخ طبیعی، گنجینه‌های ارزشمند ذخایر زیستی کشور هستند.» وی همچنین ضمن اشاره به مشکلات ساختاری این موزه افزود: «هنوز ردیف شغلی مشخصی برای کارشناسان موزه نداریم و محیط‌بانان در زمان استراحت خود در این موزه‌ها فعالیت می‌کنند.»

 در بخش دیگری از این نشست، باستان‌شناس و موزه‌دار کاخ گلستان با اشاره به تعطیلی موزه‌ها در دوران جنگ، به تشریح فعالیت‌های این مجموعه در ایام اخیر پرداخت و گفت:در این مدت به به‌روزرسانی کاتالوگ‌های موزه، جمع‌خوانی کتاب و تهیه پادکست پرداخته‌ایم. همچنین در حال تدوین نقشه اختصاصی موزه برای کودکان هستیم.

 سپس مسئول «موزه ناقوس و زنگ‌های تاریخی» به ایراد سخن پرداخت و ابراز کرد: این موزه می‌تواند به‌عنوان مرکزی برای آموزش غیرمستقیم، آشنایی با سیر تحول صنایع سنتی و صنعتی، کار با فلز، فرهنگ‌های ملل و همچنین تاریخ و جغرافیا عمل کند.

 در ادامه، به فعالیت‌های «موزه صلح» و توجه موزه به کودکان مناطق محروم پرداخته شد. در همین راستا، سید احمد محیط‌طباطبایی، رئیس ایکوم ایران، یادآور شد: «آموزش متقابل کودکان و سالمندان، یکی از مؤثرترین شیوه‌های تربیتی است که در موزه صلح موردتوجه است.»

 در پایان این بخش، مسئول «موزه تاریخ»، وابسته به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» ضمن معرفی این مجموعه به عنوان نخستین موزه تخصصی کودک و نوجوان که فعالیت خود را از سال ۱۳۶۵ آغاز کرده است، گفت: از سال ۶۵ در موزه رویکرد آموزش تاریخ را در پیش گرفتیم. موزه تاریخ فضایی توضیحی و روایت‌محور دارد.

 وی با اشاره به طراحی تونل موزه با استفاده از ابزارهای بازیافتی که دورانی از غارنشینی تا عصر دیجیتال را در بر می‌گیرد، تصریح کرد: «تم موزه هر سال تغییر می‌کند، اما محوریت آن همچنان تاریخی است.»

 کارشناس موزه تاریخ با ابراز نگرانی از آسیب‌های وارده به موزه در دوران جنگ و دشواری‌های تداوم فعالیت، افزود: «با وجود جایگاه ارزشمند این موزه، چنان‌که باید شناخته نشده و متأسفانه درحال‌حاضر تنها برای بقا می‌جنگیم و هر شش ماه با تهدید تعطیلی مواجه هستیم.»

 همچنین نماینده کتابکده از مراقبت از کودکان و پیشگیری از آسیب در ایام جنگ سخن گفت و از فعالیت‌های ترویجی از طریق قصه‌ها یاد کرد. سپس به فعالیت‌های مؤسسه پژوهشی کودکان در دوران بحران، از سیل و زلزله تا جنگ‌های اخیر، پرداخته شد.

تجربه‌های میدانی، روایت‌های شخصی و فعالیت‌های مردمی

در بخش دیگری از نشست، فعالان مستقل به بیان تجربیات خود پرداختند. کوروش وفاداری، تسهیلگر، نویسنده و موزه‌دار، در توضیح فعالیت‌های خود به حضار گفت: از ۱۸سالگی عاشقانه وارد این فضا شدم و «خانه قصه‌گو» را راه‌اندازی کردم. شب‌های قصه‌گویی با حضور خانواده‌ها، انرژی و حس خوبی ایجاد می‌کند و راهی برای دورشدن از فضای بسته آپارتمانی است.

 سپس رضا عبدی؛ نویسنده کودک و نوجوان درباره کنش ادبی خود در راستای موزه‌سازی بیان کرد: «من به‌عنوان یک نویسنده یک موزه فردی هستم؛ چون برای کودکان کتاب تولید می‌کنم.» وی همچنین از راه‌اندازی «موزه نوشتن» و پروژه تاریخ شفاهی کودکان خبر داد.

 همچنین آزیتا رضایی؛ از فعالان حوزه فرهنگ با اشاره به فعالیت‌های اخیر خود در بحران‌های کشور و نبود حمایت مسئولان اظهار کرد: در دوران جنگ، با یک گروه نوجوان، تمرین تئاتر را در زیرزمین خانه یکی از بچه‌ها آغاز کردیم.

چالش‌ها، آسیب‌ها و دغدغه‌ها

 در این نشست، به آسیب‌های واردشده به موزه‌ها از جمله تعطیلی بسیاری از موزه‌ها، آسیب به برخی مراکز مانند فلک‌الافلاک و مخازن علمی و مشکلات ساختاری نیز اشاره شد. همچنین یکی از نوجوانان حاضر در نشست به بیان تجربه خود از حضور در موزه‌ها پرداخت و توضیح داد: بیشتر فعالیت موزه‌ها کودک‌محور نیست و برای جذب نوجوانان باید به فعالیت‌های رسانه‌ای توجه بیشتری شود. ضمن آن‌که در بسیاری موارد، به نوجوان به‌صورت مستقل توجه نمی‌شود.

تأکید بر آموزش در مواجهه با بحران جهانی

 در نهایت، سخنرانی منیر همایونی، مدیر کانون توسعه فرهنگی کودکان، درباره این رویداد سالانه به‌نمایش درآمد. وی با اشاره به بحران‌های جهانی حاضر گفت: جهان امروز ما با مسائلی مانند گرم شدن زمین، آلودگی محیط زیست و افزایش خشونت مواجه است. در چنین جهانی گسسته زندگی می‌کنیم و اگر اقدام جدی صورت نگیرد، سرنوشت انسان نامعلوم خواهد بود.» همایونی افزود: آموزش تنها ابزاری است که می‌تواند کودکان را برای مواجهه با این شرایط آماده کند.

در پایان این بخش، از تعدادی از فعالان و موزه‌داران، از جمله علی‌اکبر زین‌العابدین، عباس هدایتی، پروانه اسکاش، عمار تفتی، مریم عرب و کوروش وفاداری تقدیر به‌عمل آمد.

کارگاه «کودک؛ عامل پیوند در جهان گسسته»

 در بخش دوم این نشست، کارگاه آموزشی «کودک؛ عامل پیوند در جهان گسسته» با حضور علی‌اکبر زین‌العابدین؛ روانشناس و فعال اجتماعی برگزار شد. وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به شعار جهانی ایکوم اظهار داشت: ما هر سال براساس شعار جهانی ایکوم که زیر نظر یونسکو است عمل می‌کنیم؛ ایکوم یک نهاد بین‌المللی غیردولتی است که مجموعه‌ای از نهادهای مدنی در آن عضویت دارند.

 او در ادامه، با تأکید بر تغییر کارکرد موزه‌ها در شرایط بحرانی افزود: در شرایط بحران، موزه‌ها از کالبد فیزیکی به کالبدی ذهنی و دیجیتال منتقل می‌شوند و ابزارهای دیجیتال نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کنند.

 زین‌العابدین همچنین با اشاره به نقش نسل جدید در انتقال تجربه موزه‌ها تصریح کرد: «کودکان راهنمایان موزه هستند و حضورشان می‌تواند گسست‌ها را از بین ببرد.»  وی در ادامه، با بیان اینکه «موزه‌ها در جهان گسسته، پیونددهنده هستند»، به تبیین مفهوم گسستگی پرداخت و از حاضران خواست دیدگاه‌های خود را در این زمینه مطرح کنند.

 این نویسنده کودک‌ونوجوان با اشاره به وضعیت عضویت برخی کشورها در ایکوم افزود: اسرائیل و آمریکا عضو ایکوم نیستند و به همین دلیل نسبت به تخریب موزه‌ها مسئولیتی نمی‌پذیرند. در جهان دچار قطبی‌شدگی، موزه‌ها باید به‌عنوان پل فرهنگی ایفای نقش کنند.

 او در ادامه، با اشاره به رویکرد نوآورانه این کارگاه به پنج نوع گسست، شامل بحران همدلی اجتماعی، حافظه تاریخی، شکاف نسلی، شکاف محیط زیستی و هویت فرهنگی، اشاره کرد و افزود: «میان نسل‌های زد، آلفا و حتی نسل‌های پیش رو، شکاف‌های قابل‌توجهی وجود دارد.» 

 زین‌العابدین در بخش دیگری از سخنان خود، با طرح این پرسش که «ما که هستیم؟» به مسئله گسست هویت فرهنگی پرداخت. وی نقش کودکان و نوجوانان را در بازسازی این هویت مهم دانست و از حاضران خواست به تجربه‌های کنشگری نوجوانان در بحران‌های اجتماعی و ظرفیت آن‌ها در ایجاد پیوند توجه کنند.

 در ادامه، به اهمیت نمادهایی همچون ساداکو و دُرنا به‌عنوان نشانه صلح جهانی اشاره شد و یکی از حاضران، از تجربه‌های نوجوانی خود در سردشت و فعالیت‌های چندساله اخیرش در حوزه کاشت نهال بلوط برای حمایت از آسیب‌دیدگان شیمیایی سخن گفت و اظهار کرد: اکنون ۶۶۰ هزار نهال بلوط با نام جوانه‌های صلح و مهربانی کاشته شده است. این اقدام به ایجاد پیوند میان کودکان مناطق مختلف بحران‌زده منجر شده و تاکنون شش جنگل دست‌کاشت از این نهال‌ها شکل گرفته است.

 در ادامه، بخش عملی کارگاه برگزار شد و شرکت‌کنندگان در قالب گروه‌هایی به هم‌آفرینی پرداختند. در این بخش، مفهوم «کوله‌پشتی تاب‌آوری» موردِبحث قرار گرفت و چگونگی مواجهه نوجوانان با شرایط بحرانی بررسی شد. زین‌العابدین در جمع‌بندی نهایی این کارگاه اظهار کرد: در جهانی که گسست‌ها دیوار می‌سازند، هر کودک یک موزه زنده و هر نوجوان یک راهنمای موزه برای صلح و پیوند است. وی پیوند در جهان گسسته را به منزله صلح برشمرد. 

در پایان، گروه‌ها به ارائه ایده‌های خود پرداختند و درباره قابلیت اجرایی آن‌ها بحث شد که در مجموع، ارزیابی‌ جمعی از ایده‌های بیان‌شده مثبت بود.

 زین‌العابدین این کارگاه را «چشم‌اندازی برای سال پیش رو» توصیف کرد و با تأکید بر اهمیت شبکه‌سازی گفت: ما به‌واسطه ایکوم یکدیگر را می‌شناسیم. حضور و فعالیت نوجوانان در کنار بزرگسالان می‌تواند به کاهش شکاف نسلی کمک کند.

 در بخش پایانی، این نویسنده و فعال اجتماعی با اشاره به فعالیت‌های «گروه سنجاق‌قفلی» بیان کرد: «از دی‌ماه امسال، یک مراقبت همگانی برای امنیت جانی نوجوانان در نظر گرفته‌ایم و این اقدام در راستای مسئولیت‌پذیری در شرایط بحرانی صورت گرفته است.» وی در پایان، با اشاره به جای خالی برخی از فعالان شهرهای دیگر ایران، کارگاه را با قدردانی از حضور موزه‌داران و فعالان فرهنگی به پایان رساند.

گزارش از نیلوفر بختیاری

17248_679

در نشست «مسئولیت اجتماعی و موزه‌ها» با هدف تبیین وظایف موزه‌ها در مقابل جامعه‌ای که در آن شکل گرفته‌اند، مطرح شد:

نعمت‌اله فاضلی، جامعه‌شناس: به کار بردن عبارت «مسئولیت اجتماعی» برای موزه‌ها غلط است. اگر بخواهیم برای موزه مسئولیت اجتماعی تعریف کنیم، ابتدا باید به این مشروعیت دهیم که موزه برای پول در آوردن است.

علیرضا قلی‌نژاد: موزه‌ها دیگر دیوار بلند ندارند. باید از دیوار‌های بلندشان عبور کنند و به میان جامعه بیایند و مسائل جامعه را حل و فصل کنند. موزه جایی است که جامعه مشکلاتش را با آن در میان می‌گذارد و راه حل پیدا می‌کند.

علی‌اکبر زین‌العابدین، روانشناس: موزه‌ها را باید به سطحی ببریم که اگر ترومای جمعی برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت از عاطفه و روانشان مراقبت کند. موزه در زمان جنگ باید به مثابه درمانگر عمل کند.


این گزارش را اینجا بخوانید:

https://kheiriran.ir/0001Ud

در نشست «مسئولیت اجتماعی و موزه‌ها» عنوان شد؛

موزه باید از «روایت» و «معنا» مراقبت کند

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست «مسئولیت اجتماعی و موزه‌ها» روز پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت‌ماه در خانه هنرمندان ایران به صورت حضوری برگزار شد. در این نشست سید احمد محیط طباطبایی (ریاست ایکوم ایران) به عنوان راهبر جلسه و دکتر نعمت‌اله فاضلی، دکتر شهریار خاطری، سوسن نیک‌ذات و دکتر علی‌اکبر زین‌العابدین به عنوان سخنران حضور داشتند.

 جلسه با توضیحات مقدماتی احمد محیط طباطبایی و معرفی میهمانان آغاز شد. طباطبایی در ابتدا توضیح داد که امسال به دلیل شرایط خاص کشور، در حوزه موزه ها، مسئله «حفاظت» به عنوان اولویت قرار گرفته است: «حفاظت از اموال فرهنگی و تاریخی، حفاظت از میراث طبیعی، حفاظت از میراث ناملموس و حفاظت از هر چیزی که باید برای نسل بعد بماند.» او ادامه داد: «به جز بحث حفاظت فیزیکی، بحث دیگر حفاظت اجتماعی است. یعنی مسئولیت موزه‌ها درباره جامعه‌ای که در آن شکل گرفته است.» به عقیده او در دهه اخیر به این بخش از مسئولیت موزه‌ها بیشتر توجه شده و موزه‌های ما به جز جمع کردن اموال تاریخی و حفاظت از آنها مسئولیت‌های دیگری هم در رابطه با جامعه بر دوش خود حس می‌کنند.

محیط طباطبایی در ادامه صحبتش، سخنرانان این نشست را معرفی و توضیحاتی درباره موضوع صحبت آنها ارائه کرد: «دکتر خاطری یکی از مسئولین موزه صلح هستند. ایشان سال‌ها در لاحه و در حوزه سلاح‌های کشتار جمعی نماینده ایران بودند و آنجا فعالیت کردند. موزه صلح به خاطر ویژگی خودش گفت‌و‌گو را ترویج می‌دهد و این عامل اصلی بحث اجتماعی است.» او همچنین درباره علی اکبر زین‌العابدین توضیح داد: «ایشان سال‌هاست که در حوزه انشا و ادبیات فعال هستند و در این رابطه با کودکان و نوجوانان کار می‌کنند. حتی دوره‌ای خبرگزاری نوجوان را هم تشکیل دادند که به آن اعتبار ببخشند.» طباطبایی همچنین درباره سوسن نیک‌ذات، مدیر و بنیانگذار موزه سیار سفیران فرهنگ صلح در مشهد توضیحاتی ارائه کرد و گفت: «ایشان قرار است از تجربه‌شان در این موزه سیار در دوره جنگ و پیش از آن در مشهد بگویند.» همچنین طباطبایی درباره دکتر فاضلی توضیح داد: «ایشان ابعاد مختلف جامعه و مسائلی که بحث کردم را جامع‌تر و بهتر توضیح می‌دهند و از تعریف اصلی مسئولیت اجتماعی و رابطه‌اش با موزه خواهند گفت.»

به کار بردن عبارت مسئولیت اجتماعی برای موزه‌ها اشتباه است

 دکتر فاضلی به عنوان اولین سخنران صحبتش را با به گفته خودش، اصلاح یک غلط متداول آغاز کرد. او توضیح داد که به کار بردن عبارت «مسئولیت اجتماعی» برای موزه‌ها (عنوان نشست) غلط است و برای اثبات این موضوع از ریشه تاریخی عبارت social responsibility گفت و توضیح داد که از سال ۱۹۸۰ عبارت مسئولیت اجتماعی ابتدا برای شرکت‌ها و سازمان‌ها تعریف شد ولی بعدا گسترش پیدا کرد و اکنون برای دانشگاه‌ها و موزه‌ها و … هم به کار می‌رود. به گفته فاضلی social responsibility در گفتمان رایجش در جهان معطوف به افزایش کاربرد‌ها و کارکرد‌های اقتصادی نهاد‌ها و سازمان‌ها است؛ و البته بعد دیگری هم دارد که در رابطه با افزایش کارکرد جنبه‌های زیست‌محیطی سازمان‌ها به کار می‌رود. یعنی استاندارد‌هایی وجود دارد که چطور سازمان‌ها باید تغییر کنند تا دو کار انجام دهند: «یکی اینکه پول‌ساز شوند و دیگری اینکه به محیط زیست آسیب نزنند.» بنابراین به عقیده این استاد دانشگاه، به کار بردن این عبارت با وجود صورت ظاهر زیبا برای موزه‌ها اشتباه است: «زیرا اگر بخواهیم برای موزه مسئولیت اجتماعی تعریف کنیم، ابتدا باید به این مشروعیت دهیم که موزه برای پول در آوردن است؛ و اگر این موضوع پذیرفته شود، باعث می‌شود ما در مورد موزه‌ها، مثل دانشگاه‌ها خیلی چیز‌ها را از دست بدهیم. مثلا کیفیت آموزش در دانشگاه‌ها از دست رفته است.»

موزه باید از معنا مراقبت کند

 این انسان‌شناس و نویسنده ایرانی پیشنهاد داد که برای موزه‌ها به جای عبارت مسئولیت اجتماعی از عبارت «مسئولیت فرهنگی» استفاده کنیم. چون به عقیده او موزه مثل تلویزیون و رادیو، چون مستقیم و بی‌واسطه سر و کارش با نماد‌هاست، نهاد فرهنگی به حساب می‌آید. او در ادامه موزه را از این زاویه تعریف کرد و گفت: «موزه‌ها فضاهایی روایی هستند که در آن تجربه یادگیری آزاد برای عموم یا برای گروه‌های خاص تسهیل می‌شود.» او ادامه داد: مفهوم فضای روایی را من از «ریچارد سنت» و از کتاب «ساختن و سکونت» گرفتم. البته سنت شهر را فضای روایی می‌داند که موزه یکی از اجزای فضا‌های شهری است. فضای روایی جایی است که ما تولیدش می‌کنیم. در این فضا ما قصه می‌گوییم و روایت می‌کنیم. قصه آدمیان و زندگی‌ها. از این رو موزه ماهیتا فضایی روایی است. اما مسئولیت فرهنگی موزه در فضای امروز ایران چیست؟ فاضلی برای پاسخ به این پرسش توضیح داد: «کشور‌هایی مثل ایران، مصر، چین، هند و… جامعه‌های «میراث‌محور» هستند نه مثل آمریکا «تکنولوژی‌محور»؛ بنابراین این کشور‌ها نمی‌توانند حول مفهوم تجارت سامان پیدا کنند. پس ما باید حول همان فضای روایی‌ای که ارزش‌های فرهنگی و خواسته‌های فرامادی جامعه مثل صلح، آزادی، یادگیری و… در آن است، حرکت کنیم. این کار موزه است. الان در فرایند مراقبت از فرهنگ، کاری که موزه باید انجام دهد مراقبت از «معنا» است. مراقبت از «تخیل فرهنگی و اجتماعی» و مراقبت از «روایت‌ها» در جامعه.

موزه‌ها برای «آینده» هستند

 فاضلی در ادامه گفت: در جنگ امریکا و اسرائیل ۱۴۹ اثر فرهنگی و ۵۰ موزه ما آسیب دید، اما چیزی که خراب شد صرفا ساختمان نیست. تخیل و قصه‌ها آسیب دیدند. او افزود: فرهنگ برای جوامعی مثل ما چیزی است برای آینده. ظرفیت آرزومندی ماست. ما با نگاه کردن به موزه به آن به چشم یک نهاد مالی و بانکی نگاه نمی‌کنیم. موزه برای ما رویا یا اتوپیایی است از خلاقیت، ارزش‌های فرامادی یا آینده‌ای که فکر می‌کنیم جامعه ما با الهام از ارزش‌های فرامادی می‌تواند بسازد.

در نهایت به عقیده این پژوهشگر، مسئولیت فرهنگی موزه‌ها مراقبت از تخیل جامعه استوقتی در تجاوز اخیر، بمب افکن می‌آید موزه‌ها را می‌زند، در واقع دارد تخیل آینده ما را می‌زند. مسئولیت فرهنگی ما مراقبت از تخیل ممکنی است که در موزه‌ها تعبیه شده و اینها حاصل صد‌ها و هزاران سال خلاقیت هنری، خلاقیت طبیعی، خلاقیت اجتماعی، اقتصادی و اشکال پیچیده‌ای از زیبایی شناسی‌ها و تاروپود معنایی است که بمباران اینها یعنی از بین بردن آن تخیل. در پایان فاضلی گفت: تصور رایج این است که موزه مکانی است برای نمایش گذشته، اما این تصور از بنیان غلط است. موزه‌ها برای آینده هستند. کار موزه روایت است و موزه‌ها بزرگترین فضا‌های روایی معتبر در جامعه هستند. موزه بر خلاف رادیو یا تلویزیون نمی‌تواند دروغ بگوید. موزه‌ها تخیل روایی معتبر مردم ما هستند و ما باید از این اعتبار مراقبت کنیم.»

موزه باید میانجی‌گری کند

 سخنران دوم، دکتر علیرضا قلی‌نژاد بود که در غیاب دکتر محمد بهشتی و به دعوت احمد محیط طباطبایی به سخنرانی پرداخت و درباره ارتباط ایکوم و اجتماع گفت. او سخنانش را با یک پرسش آغاز کرد: چه شده که موزه‌ها امروز در جایی نیستند که قبلا از آنها انتظار داشتیم؟ او برای پاسخ به این سوال به تحولاتی که در تعریف موزه و در شعار‌های ایکوم طی سال‌های اخیر اتفاق افتاده اشاره کرد و برای مقایسه تعریف امروزی موزه و تعریف سابق آن مثال‌هایی زد. به اعتقاد او پیش‌تر مردم مثلا به موزه ایران باستان می‌رفتند تا بگویند ما چه گذشته حیرت‌انگیزی داریم، و یا به خود بگویند حالا که ما گذشته باشکوهی داشتیم پس تلاش کنیم تا باز هم به دوره اوج‌مان برگردیم، اما امروز علاوه‌ بر این دلیل، مردم به دلایل دیگری هم به موزه می‌روند: «موزه قبلا جایی بود که می‌رفتیم در آن یک چیز‌هایی می‌دیدیم. اما امروز موزه صرفا برای دیدن نیست. برای مثال امروز موزه‌ها انباشتی از رویداد‌های فرهنگی برگزار می‌کنند. قبلا موزه‌ها نهایتا درباره اشیائی که نگه‌داری می‌کردند رویداد داشتند، اما امروز موضوعات متفاوتی در موزه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد.» به عقیده قلی‌نژاد ایکوم سال‌هاست روی کارکرد اجتماعی موز‌ه‌ها تاکید دارد و در تعریف موزه، در دسترس بودن، آزاد بودن و… را مطرح می‌کند و می‌گوید: «موزه‌ها دیگر دیوار بلند ندارند. باید از دیوار‌های بلندشان عبور کنند و به میان جامعه بیایند و مسائل جامعه را حل و فصل کنند. موزه جایی است که جامعه مشکلاتش را با آن در میان می‌گذارد و راه حل پیدا می‌کند.» به گفته قلی‌نژاد این تعاریف با تعاریفی که ما قبلا از موزه داشتیم متفاوت است و ربطی به هم ندارد.

 این پژوهشگر در ادامه شعار‌های ایکوم از ۲۰۰۲ تا امروز را مرور کرد و توضیح داد که تمام این شعار‌ها مملو از موضوعاتی اجتماعی مثل موزه و جوانان، موزه و گردشگری، نقش موزه در جوامع در حال تغییر و… است. قلی‌نژاد همچنین اشاره کرد که موزه‌ها امروز تکالیف اجتماعی دارند و برای مثال امروز در بحث معماری، موزه‌ها یک بخش زیادی از فضایشان را برای فعالیت‌های عمومی و اجتماعی می‌گذارند. مثلا در یک موزه‌ای بازنشسته‌ها می‌آیند و درباره مسائل خودشان صحبت می‌کنند. فقط هم موضوعات فرهنگی مورد بحث نیست. مثلا درباره رفاه اجتماعی هم صحبت می‌کنند و … قلی‌نژاد در آخر روی نقش میانجی‌گری موزه تاکید کرد و گفت: امروز موزه‌های ما موزه‌های اکثریت هستند و اقلیت آنجا حرف نمی‌زنند و این خودش گسست به وجود می‌آورد. این چیزی است که موزه باید از آن مبرا باشد. موزه باید وجاهت میانجی‌گری داشته باشد و این لازمه اش این است که یک صفاتی را در خود به وجود بیاورد. اگر این کار را بتواند بکند موزه می‌تواند موفق باشد.

همه موزه‌ها می‌توانند موزه صلح باشند

 سخنران سوم نشست دکتر خاطری سخنانش را با توضیحاتی درباره موزه صلح آغاز کرد و گفت درست است که امروز فعلا یک تابلوی موزه صلح در ایران داریم، اما امیدوارم این تابلو زاد و ولد کند و زیاد شود. اما بر اساس تعریف، هر موزه‌ای که باعث شود آدم وقتی از آن بیرون می‌آید با خودش فکر کند که من چه کار کنم که آدم بهتری باشم، جامعه‌ام بهتر شود و جهانم بهتر شود، آن موزه موزه صلح است.‌ حالا می‌خواهد هر موزه‌ای باشد. خاطری در ادامه درباره فعالیت موزه صلح تهران گفت که این موزه اشیامحور نیست و گفت‌و‌گو محور است و درش رویداد‌هایی اتفاق می‌افتد.

 او در ادامه تصویر‌هایی از موزه‌های صلح جهان نمایش داد و توضیحاتی دراین‌باره ارائه کرد. او درباره موزه هیروشیما گفت که به یادبود اتفاق ۶ آگست ۱۹۴۵، اشیایی در این موزه جمع شده نه فقط برای مویه کردن، بلکه برای اینکه درس بگیریم تا دیگر چنان اتفاق‌هایی در دنیا نیفتد. او همچنین درباره تابلوی گرنیکای پیکاسو که به دنبال جنگ‌های داخلی اسپانیا طراحی شد صحبت کرد و درباره موزه صلح اسپانیا و  تعامل خوبش با موزه صلح تهران گفت. او توضیح داد: هدف از موزه‌های صلح در دنیا این‌ است که با گفت‌و‌گو، حفظ خاطرات جمعی و آموزش و آگاه‌سازی درباره پیامد‌های خشونت و جنگ، تشویق به تفاهم، همدلی و … کمک کنند تا دیگر اتفاقات تلخ گذشته تکرار نشود. اینها مسئولیت اجتماعی است که موزه‌ها می‌توانند انجام بدهند و الهام ببخشند. خاطری در ادامه درباره فعالیت‌های موزه صلح تهران و رویداد‌هایی که در آن برگزار می‌شود توضیحاتی ارائه داد.

موزه سیار صلح، صدایی برای بی‌صدایان

 سخنران چهارم نشست، سوسن نیک‌ذات، مدیرعامل موزه بین‌المللی سیار سفیران صلح بود. او سخنانش را با توضیحاتی درباره واژه سلام و مفهوم صلح‌دوستانه آن آغاز کرد و سپس به نخستین کارکرد موزه که او آن را ایجاد و گسترش صلح معرفی کرد، پرداخت. نیک‌ذات گفت: مسئولیت اجتماعی موزه‌ها فراتر از مسئولیت حفظ اشیا تاریخی توسط آنهاست. او سپس به توصیف اقدامات موزه سیار خود پرداخت و هدف از فعالیت آن را سفر برای اشاعه صلح عنوان کرد. او گفت: «صلح را نمی‌شود پشت دیوار‌های موزه‌های شهری حبس کرد. موزه سیار صلح به خانه کسانی می‌رود که صدایشان شنیده نمی‌شود.»

 او و تیمش در دوره جنگ، مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خود را در برگزاری رویداد‌های کودک‌محور با عروسک‌ها و داستان‌سرایی تعریف کردند و با حضور در بیمارستان‌های کودکان و میان بچه‌های آسیب‌دیده، همچنین برگزاری دوره‌های مجازی برای والدین و مربیان و… سعی کردند تا کمک کنند بچه‌ها احساس امنیت بیشتری را تجربه کنند و اضطراب والدین به کودکان سرایت نکند. موزه سیار سفیران صلح، در دو جنگ اخیر از عروسک‌ها، باورها، شیوه زندگی گذشتگان، خصلت‌های انسانی در گذشته، جنگ‌ها، صلح و .. وام گرفته، تولید محتوا کرده و متعهد شدند که برای کودکان و والدین‌شان آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی کنند و تا حد امکان تنش‌های ذهنی آنها را بخوابانند و به گفته نیک‌ذات جُنگ را جایگزین جَنگ کنند.

 آنها همچنین با توزیع کتاب‌های صلحی با نام «ماه مهربان» و «درخت صلح» در سطح شهر، میان کودکان و تهیه کیفی مخصوص بچه‌ها که شامل عروسک، اسباب بازی، دفتر نقاشی، مداد رنگی و کارت‌هایی آرامش‌بخش بود سعی کردند به بچه‌ها بگویند که تنها نیستند؛ و ابزار‌های آرامش همیشه همراه آنهاست.
 در نهایت نیک‌ذات و گروهش در اوج جنگ بیانیه‌ای برای سازمان ملل نوشتند و با امضای جمعی از فعالان فرهنگی، کشتار کودکان را محکوم کرده و در فضای مجازی با رویداد «سوگ عروسک‌ها» با خانواده‌های داغ‌دیده ابراز همدردی کردند. به گفته نیک‌ذات «مسئولیت اجتماعی یعنی صدایمان را به گوش جهانیان برسانیم.» و آنها سعی کردند با اقداماتی این مسئولیت را به نیکی به انجام برسانند.

موزه‌ها و حفاظت اجتماعی از کودکان و نوجوانان

 آخرین سخنران نشست، علی‌اکبر زین‌العابدین سخنانش را با تشکر از دکتر فاضلی آغاز کرد. او از بیش از هفتاد روز فعالیت، نویسندگی و سخنرانی توسط فاضلی یاد کرد و او را فعال‌ترین نویسنده و سخنران روز‌های جنگ و پس از آن نامید. سپس زین‌العابدین با اشاره به لوگومیکروفن پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، از این پایگاه به دلیل فعالیت‌های خیرمحور و مخبری اتفاقاتی که در آن خیر عمومی و نیکوکاری‌های بی‌چشمداشت هست، تشکر کرد.

 زین‌العابدین در ادامه عنوان سخنرانی‌اش را «موزه و حفاظت اجتماعی از کودکان و نوجوانان در دوران جنگ» عنوان کرد و از تجربه برگزاری یک کلاس آنلاین در روز‌های آغازین جنگ گفت. به گفته او این کلاس بر پایه نوشتن بود و با نوجوانانی ۱۵ تا ۲۰ ساله با اسم مستعار برگزار می‌شد. زین‌العابدین گفت در روز‌هایی که بمباران شدیدی در تهران رخ می‌داد در این گروه مجازی یک حفاظت اجتماعی را توسط نوجوانان از نوجوانان دیده که این اتفاق روی او تاثیر شگرفی داشته است: «در بمباران طرشت یکی از بچه‌ها که نام مستعارش خرگوش بود در کلاس از ترسش گفت و وقتی شدت بمباران زیاد شد یکی دیگر از بچه‌ها، ترانه‌ای از گروه پالت به نام «با من خیال کن» را در گروه فرستاد و زیرش نوشت: «بیا خیال کنیم خرگوش.»» به گفته زین‌العابدین همین ۴ کلمه تمام نگرش او را به ترس و آینده تغییر داد: «چه قدرت بزرگی دارد این خیال.»

 در ادامه این فعال حوزه کودک و نوجوان، این تجربه را به آنچه که قابلیت موزه‌ها نامید، متصل کرد و پیشنهاد‌هایی برای کار برای کودکان و نوجوانان در موزه‌ها ارائه داد. او توضیح داد که ما در دوران جنگ از بچه‌ها حفاظت فیزیکی می‌کنیم، اما در برابر آن زیست‌جهانی که به هم می‌ریزد و شبکه‌ای از معنا، اعتماد، خاطره و تعلق مورد لطمه قرار می‌گیرد، نمی‌توانیم آنها را حفاظت کنیم. اینجا جایی است که باید از حفاظت نوع دوم صحبت کنیم. او افزود: حفاظت اجتماعی یک سطح عمیق‌تری از مراقبت انسانی است. یعنی می‌خواهیم از احساس تعلق، اعتماد اجتماعی، کرامت انسانی، حافظه فرهنگی و امکان رویاپردازی مراقبت کنیم؛ بنابراین باید محیط نگهدارنده را به جز بحث فیزیکی، محیط نگهدارنده روانی و عاطفی قرار بدهیم. موزه‌ها را باید به سطحی ببریم که اگر ترومای جمعی برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت از عاطفه و روانشان مراقبت کند. در واقع موزه در زمان جنگ باید به مثابه درمانگر عمل کند.

 سپس زین‌العابدین در رابطه با کارکرد موزه‌ها در حفاظت اجتماعی از نوجوانان چند پیشنهاد عملگرایانه ارائه داد و از برگزاری کارگاه‌های روایت درمانی و ایجاد فضا‌های گفت‌وگوی بین نسلی در موزه‌ها صحبت کرد. او پیشنهاد داد که کودکان و نوجوانان روایت خودشان از تجربیاتشان در جنگ را خلق کنند تا در جایی مثل موزه کنار هم به نمایش گذاشته شود: «کاری که ما در پویش کودک، همدلی و کرونا انجام دادیم. در چهار رشته نقاشی، عکاسی، نویسندگی و فیلم‌سازی فراخوان دادیم و در آخر آنچه پدید آمد را در موزه‌ها به نمایش گذاشتیم. شکوه موزه‌ها آن روز معلوم شد که ورودی بخش «ایران پس از اسلام» در موزه ملی ایران خالی شد و آنجا آثار کودکان به نمایش درآمد و کودکان با ورود به موزه، خودشان را کسی دیدند که دارد خاطره جمعی را خلق می‌کند.» او در پایان گفت: اینکه می‌گوییم موزه برای گذشته نیست و برای آینده است فقط با اتفاقاتی از این قبیل به واقعیت تبدیل می‌شود.

گزارش از: زهرا صالحی‌زاده

17248_679

در نشست «مسئولیت اجتماعی و موزه‌ها» با هدف تبیین وظایف موزه‌ها در مقابل جامعه‌ای که در آن شکل گرفته‌اند، مطرح شد:

نعمت‌اله فاضلی، جامعه‌شناس: به کار بردن عبارت «مسئولیت اجتماعی» برای موزه‌ها غلط است. اگر بخواهیم برای موزه مسئولیت اجتماعی تعریف کنیم، ابتدا باید به این مشروعیت دهیم که موزه برای پول در آوردن است.

علیرضا قلی‌نژاد: موزه‌ها دیگر دیوار بلند ندارند. باید از دیوار‌های بلندشان عبور کنند و به میان جامعه بیایند و مسائل جامعه را حل و فصل کنند. موزه جایی است که جامعه مشکلاتش را با آن در میان می‌گذارد و راه حل پیدا می‌کند.

علی‌اکبر زین‌العابدین، روانشناس: موزه‌ها را باید به سطحی ببریم که اگر ترومای جمعی برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت از عاطفه و روانشان مراقبت کند. موزه در زمان جنگ باید به مثابه درمانگر عمل کند.


این گزارش را اینجا بخوانید:

https://kheiriran.ir/0001Ud

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست «مسئولیت اجتماعی و موزه‌ها» روز پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت‌ماه در خانه هنرمندان ایران به صورت حضوری برگزار شد. در این نشست سید احمد محیط طباطبایی (ریاست ایکوم ایران) به عنوان راهبر جلسه و دکتر نعمت‌اله فاضلی، دکتر شهریار خاطری، سوسن نیک‌ذات و دکتر علی‌اکبر زین‌العابدین به عنوان سخنران حضور داشتند.

 جلسه با توضیحات مقدماتی احمد محیط طباطبایی و معرفی میهمانان آغاز شد. طباطبایی در ابتدا توضیح داد که امسال به دلیل شرایط خاص کشور، در حوزه موزه ها، مسئله «حفاظت» به عنوان اولویت قرار گرفته است: «حفاظت از اموال فرهنگی و تاریخی، حفاظت از میراث طبیعی، حفاظت از میراث ناملموس و حفاظت از هر چیزی که باید برای نسل بعد بماند.» او ادامه داد: «به جز بحث حفاظت فیزیکی، بحث دیگر حفاظت اجتماعی است. یعنی مسئولیت موزه‌ها درباره جامعه‌ای که در آن شکل گرفته است.» به عقیده او در دهه اخیر به این بخش از مسئولیت موزه‌ها بیشتر توجه شده و موزه‌های ما به جز جمع کردن اموال تاریخی و حفاظت از آنها مسئولیت‌های دیگری هم در رابطه با جامعه بر دوش خود حس می‌کنند.

محیط طباطبایی در ادامه صحبتش، سخنرانان این نشست را معرفی و توضیحاتی درباره موضوع صحبت آنها ارائه کرد: «دکتر خاطری یکی از مسئولین موزه صلح هستند. ایشان سال‌ها در لاحه و در حوزه سلاح‌های کشتار جمعی نماینده ایران بودند و آنجا فعالیت کردند. موزه صلح به خاطر ویژگی خودش گفت‌و‌گو را ترویج می‌دهد و این عامل اصلی بحث اجتماعی است.» او همچنین درباره علی اکبر زین‌العابدین توضیح داد: «ایشان سال‌هاست که در حوزه انشا و ادبیات فعال هستند و در این رابطه با کودکان و نوجوانان کار می‌کنند. حتی دوره‌ای خبرگزاری نوجوان را هم تشکیل دادند که به آن اعتبار ببخشند.» طباطبایی همچنین درباره سوسن نیک‌ذات، مدیر و بنیانگذار موزه سیار سفیران فرهنگ صلح در مشهد توضیحاتی ارائه کرد و گفت: «ایشان قرار است از تجربه‌شان در این موزه سیار در دوره جنگ و پیش از آن در مشهد بگویند.» همچنین طباطبایی درباره دکتر فاضلی توضیح داد: «ایشان ابعاد مختلف جامعه و مسائلی که بحث کردم را جامع‌تر و بهتر توضیح می‌دهند و از تعریف اصلی مسئولیت اجتماعی و رابطه‌اش با موزه خواهند گفت.»

به کار بردن عبارت مسئولیت اجتماعی برای موزه‌ها اشتباه است

 دکتر فاضلی به عنوان اولین سخنران صحبتش را با به گفته خودش، اصلاح یک غلط متداول آغاز کرد. او توضیح داد که به کار بردن عبارت «مسئولیت اجتماعی» برای موزه‌ها (عنوان نشست) غلط است و برای اثبات این موضوع از ریشه تاریخی عبارت social responsibility گفت و توضیح داد که از سال ۱۹۸۰ عبارت مسئولیت اجتماعی ابتدا برای شرکت‌ها و سازمان‌ها تعریف شد ولی بعدا گسترش پیدا کرد و اکنون برای دانشگاه‌ها و موزه‌ها و … هم به کار می‌رود. به گفته فاضلی social responsibility در گفتمان رایجش در جهان معطوف به افزایش کاربرد‌ها و کارکرد‌های اقتصادی نهاد‌ها و سازمان‌ها است؛ و البته بعد دیگری هم دارد که در رابطه با افزایش کارکرد جنبه‌های زیست‌محیطی سازمان‌ها به کار می‌رود. یعنی استاندارد‌هایی وجود دارد که چطور سازمان‌ها باید تغییر کنند تا دو کار انجام دهند: «یکی اینکه پول‌ساز شوند و دیگری اینکه به محیط زیست آسیب نزنند.» بنابراین به عقیده این استاد دانشگاه، به کار بردن این عبارت با وجود صورت ظاهر زیبا برای موزه‌ها اشتباه است: «زیرا اگر بخواهیم برای موزه مسئولیت اجتماعی تعریف کنیم، ابتدا باید به این مشروعیت دهیم که موزه برای پول در آوردن است؛ و اگر این موضوع پذیرفته شود، باعث می‌شود ما در مورد موزه‌ها، مثل دانشگاه‌ها خیلی چیز‌ها را از دست بدهیم. مثلا کیفیت آموزش در دانشگاه‌ها از دست رفته است.»

موزه باید از معنا مراقبت کند

 این انسان‌شناس و نویسنده ایرانی پیشنهاد داد که برای موزه‌ها به جای عبارت مسئولیت اجتماعی از عبارت «مسئولیت فرهنگی» استفاده کنیم. چون به عقیده او موزه مثل تلویزیون و رادیو، چون مستقیم و بی‌واسطه سر و کارش با نماد‌هاست، نهاد فرهنگی به حساب می‌آید. او در ادامه موزه را از این زاویه تعریف کرد و گفت: «موزه‌ها فضاهایی روایی هستند که در آن تجربه یادگیری آزاد برای عموم یا برای گروه‌های خاص تسهیل می‌شود.» او ادامه داد: مفهوم فضای روایی را من از «ریچارد سنت» و از کتاب «ساختن و سکونت» گرفتم. البته سنت شهر را فضای روایی می‌داند که موزه یکی از اجزای فضا‌های شهری است. فضای روایی جایی است که ما تولیدش می‌کنیم. در این فضا ما قصه می‌گوییم و روایت می‌کنیم. قصه آدمیان و زندگی‌ها. از این رو موزه ماهیتا فضایی روایی است. اما مسئولیت فرهنگی موزه در فضای امروز ایران چیست؟ فاضلی برای پاسخ به این پرسش توضیح داد: «کشور‌هایی مثل ایران، مصر، چین، هند و… جامعه‌های «میراث‌محور» هستند نه مثل آمریکا «تکنولوژی‌محور»؛ بنابراین این کشور‌ها نمی‌توانند حول مفهوم تجارت سامان پیدا کنند. پس ما باید حول همان فضای روایی‌ای که ارزش‌های فرهنگی و خواسته‌های فرامادی جامعه مثل صلح، آزادی، یادگیری و… در آن است، حرکت کنیم. این کار موزه است. الان در فرایند مراقبت از فرهنگ، کاری که موزه باید انجام دهد مراقبت از «معنا» است. مراقبت از «تخیل فرهنگی و اجتماعی» و مراقبت از «روایت‌ها» در جامعه.

موزه‌ها برای «آینده» هستند

 فاضلی در ادامه گفت: در جنگ امریکا و اسرائیل ۱۴۹ اثر فرهنگی و ۵۰ موزه ما آسیب دید، اما چیزی که خراب شد صرفا ساختمان نیست. تخیل و قصه‌ها آسیب دیدند. او افزود: فرهنگ برای جوامعی مثل ما چیزی است برای آینده. ظرفیت آرزومندی ماست. ما با نگاه کردن به موزه به آن به چشم یک نهاد مالی و بانکی نگاه نمی‌کنیم. موزه برای ما رویا یا اتوپیایی است از خلاقیت، ارزش‌های فرامادی یا آینده‌ای که فکر می‌کنیم جامعه ما با الهام از ارزش‌های فرامادی می‌تواند بسازد.

در نهایت به عقیده این پژوهشگر، مسئولیت فرهنگی موزه‌ها مراقبت از تخیل جامعه استوقتی در تجاوز اخیر، بمب افکن می‌آید موزه‌ها را می‌زند، در واقع دارد تخیل آینده ما را می‌زند. مسئولیت فرهنگی ما مراقبت از تخیل ممکنی است که در موزه‌ها تعبیه شده و اینها حاصل صد‌ها و هزاران سال خلاقیت هنری، خلاقیت طبیعی، خلاقیت اجتماعی، اقتصادی و اشکال پیچیده‌ای از زیبایی شناسی‌ها و تاروپود معنایی است که بمباران اینها یعنی از بین بردن آن تخیل. در پایان فاضلی گفت: تصور رایج این است که موزه مکانی است برای نمایش گذشته، اما این تصور از بنیان غلط است. موزه‌ها برای آینده هستند. کار موزه روایت است و موزه‌ها بزرگترین فضا‌های روایی معتبر در جامعه هستند. موزه بر خلاف رادیو یا تلویزیون نمی‌تواند دروغ بگوید. موزه‌ها تخیل روایی معتبر مردم ما هستند و ما باید از این اعتبار مراقبت کنیم.»

موزه باید میانجی‌گری کند

 سخنران دوم، دکتر علیرضا قلی‌نژاد بود که در غیاب دکتر محمد بهشتی و به دعوت احمد محیط طباطبایی به سخنرانی پرداخت و درباره ارتباط ایکوم و اجتماع گفت. او سخنانش را با یک پرسش آغاز کرد: چه شده که موزه‌ها امروز در جایی نیستند که قبلا از آنها انتظار داشتیم؟ او برای پاسخ به این سوال به تحولاتی که در تعریف موزه و در شعار‌های ایکوم طی سال‌های اخیر اتفاق افتاده اشاره کرد و برای مقایسه تعریف امروزی موزه و تعریف سابق آن مثال‌هایی زد. به اعتقاد او پیش‌تر مردم مثلا به موزه ایران باستان می‌رفتند تا بگویند ما چه گذشته حیرت‌انگیزی داریم، و یا به خود بگویند حالا که ما گذشته باشکوهی داشتیم پس تلاش کنیم تا باز هم به دوره اوج‌مان برگردیم، اما امروز علاوه‌ بر این دلیل، مردم به دلایل دیگری هم به موزه می‌روند: «موزه قبلا جایی بود که می‌رفتیم در آن یک چیز‌هایی می‌دیدیم. اما امروز موزه صرفا برای دیدن نیست. برای مثال امروز موزه‌ها انباشتی از رویداد‌های فرهنگی برگزار می‌کنند. قبلا موزه‌ها نهایتا درباره اشیائی که نگه‌داری می‌کردند رویداد داشتند، اما امروز موضوعات متفاوتی در موزه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد.» به عقیده قلی‌نژاد ایکوم سال‌هاست روی کارکرد اجتماعی موز‌ه‌ها تاکید دارد و در تعریف موزه، در دسترس بودن، آزاد بودن و… را مطرح می‌کند و می‌گوید: «موزه‌ها دیگر دیوار بلند ندارند. باید از دیوار‌های بلندشان عبور کنند و به میان جامعه بیایند و مسائل جامعه را حل و فصل کنند. موزه جایی است که جامعه مشکلاتش را با آن در میان می‌گذارد و راه حل پیدا می‌کند.» به گفته قلی‌نژاد این تعاریف با تعاریفی که ما قبلا از موزه داشتیم متفاوت است و ربطی به هم ندارد.

 این پژوهشگر در ادامه شعار‌های ایکوم از ۲۰۰۲ تا امروز را مرور کرد و توضیح داد که تمام این شعار‌ها مملو از موضوعاتی اجتماعی مثل موزه و جوانان، موزه و گردشگری، نقش موزه در جوامع در حال تغییر و… است. قلی‌نژاد همچنین اشاره کرد که موزه‌ها امروز تکالیف اجتماعی دارند و برای مثال امروز در بحث معماری، موزه‌ها یک بخش زیادی از فضایشان را برای فعالیت‌های عمومی و اجتماعی می‌گذارند. مثلا در یک موزه‌ای بازنشسته‌ها می‌آیند و درباره مسائل خودشان صحبت می‌کنند. فقط هم موضوعات فرهنگی مورد بحث نیست. مثلا درباره رفاه اجتماعی هم صحبت می‌کنند و … قلی‌نژاد در آخر روی نقش میانجی‌گری موزه تاکید کرد و گفت: امروز موزه‌های ما موزه‌های اکثریت هستند و اقلیت آنجا حرف نمی‌زنند و این خودش گسست به وجود می‌آورد. این چیزی است که موزه باید از آن مبرا باشد. موزه باید وجاهت میانجی‌گری داشته باشد و این لازمه اش این است که یک صفاتی را در خود به وجود بیاورد. اگر این کار را بتواند بکند موزه می‌تواند موفق باشد.

همه موزه‌ها می‌توانند موزه صلح باشند

 سخنران سوم نشست دکتر خاطری سخنانش را با توضیحاتی درباره موزه صلح آغاز کرد و گفت درست است که امروز فعلا یک تابلوی موزه صلح در ایران داریم، اما امیدوارم این تابلو زاد و ولد کند و زیاد شود. اما بر اساس تعریف، هر موزه‌ای که باعث شود آدم وقتی از آن بیرون می‌آید با خودش فکر کند که من چه کار کنم که آدم بهتری باشم، جامعه‌ام بهتر شود و جهانم بهتر شود، آن موزه موزه صلح است.‌ حالا می‌خواهد هر موزه‌ای باشد. خاطری در ادامه درباره فعالیت موزه صلح تهران گفت که این موزه اشیامحور نیست و گفت‌و‌گو محور است و درش رویداد‌هایی اتفاق می‌افتد.

 او در ادامه تصویر‌هایی از موزه‌های صلح جهان نمایش داد و توضیحاتی دراین‌باره ارائه کرد. او درباره موزه هیروشیما گفت که به یادبود اتفاق ۶ آگست ۱۹۴۵، اشیایی در این موزه جمع شده نه فقط برای مویه کردن، بلکه برای اینکه درس بگیریم تا دیگر چنان اتفاق‌هایی در دنیا نیفتد. او همچنین درباره تابلوی گرنیکای پیکاسو که به دنبال جنگ‌های داخلی اسپانیا طراحی شد صحبت کرد و درباره موزه صلح اسپانیا و  تعامل خوبش با موزه صلح تهران گفت. او توضیح داد: هدف از موزه‌های صلح در دنیا این‌ است که با گفت‌و‌گو، حفظ خاطرات جمعی و آموزش و آگاه‌سازی درباره پیامد‌های خشونت و جنگ، تشویق به تفاهم، همدلی و … کمک کنند تا دیگر اتفاقات تلخ گذشته تکرار نشود. اینها مسئولیت اجتماعی است که موزه‌ها می‌توانند انجام بدهند و الهام ببخشند. خاطری در ادامه درباره فعالیت‌های موزه صلح تهران و رویداد‌هایی که در آن برگزار می‌شود توضیحاتی ارائه داد.

موزه سیار صلح، صدایی برای بی‌صدایان

 سخنران چهارم نشست، سوسن نیک‌ذات، مدیرعامل موزه بین‌المللی سیار سفیران صلح بود. او سخنانش را با توضیحاتی درباره واژه سلام و مفهوم صلح‌دوستانه آن آغاز کرد و سپس به نخستین کارکرد موزه که او آن را ایجاد و گسترش صلح معرفی کرد، پرداخت. نیک‌ذات گفت: مسئولیت اجتماعی موزه‌ها فراتر از مسئولیت حفظ اشیا تاریخی توسط آنهاست. او سپس به توصیف اقدامات موزه سیار خود پرداخت و هدف از فعالیت آن را سفر برای اشاعه صلح عنوان کرد. او گفت: «صلح را نمی‌شود پشت دیوار‌های موزه‌های شهری حبس کرد. موزه سیار صلح به خانه کسانی می‌رود که صدایشان شنیده نمی‌شود.»

 او و تیمش در دوره جنگ، مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خود را در برگزاری رویداد‌های کودک‌محور با عروسک‌ها و داستان‌سرایی تعریف کردند و با حضور در بیمارستان‌های کودکان و میان بچه‌های آسیب‌دیده، همچنین برگزاری دوره‌های مجازی برای والدین و مربیان و… سعی کردند تا کمک کنند بچه‌ها احساس امنیت بیشتری را تجربه کنند و اضطراب والدین به کودکان سرایت نکند. موزه سیار سفیران صلح، در دو جنگ اخیر از عروسک‌ها، باورها، شیوه زندگی گذشتگان، خصلت‌های انسانی در گذشته، جنگ‌ها، صلح و .. وام گرفته، تولید محتوا کرده و متعهد شدند که برای کودکان و والدین‌شان آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی کنند و تا حد امکان تنش‌های ذهنی آنها را بخوابانند و به گفته نیک‌ذات جُنگ را جایگزین جَنگ کنند.

 آنها همچنین با توزیع کتاب‌های صلحی با نام «ماه مهربان» و «درخت صلح» در سطح شهر، میان کودکان و تهیه کیفی مخصوص بچه‌ها که شامل عروسک، اسباب بازی، دفتر نقاشی، مداد رنگی و کارت‌هایی آرامش‌بخش بود سعی کردند به بچه‌ها بگویند که تنها نیستند؛ و ابزار‌های آرامش همیشه همراه آنهاست.
 در نهایت نیک‌ذات و گروهش در اوج جنگ بیانیه‌ای برای سازمان ملل نوشتند و با امضای جمعی از فعالان فرهنگی، کشتار کودکان را محکوم کرده و در فضای مجازی با رویداد «سوگ عروسک‌ها» با خانواده‌های داغ‌دیده ابراز همدردی کردند. به گفته نیک‌ذات «مسئولیت اجتماعی یعنی صدایمان را به گوش جهانیان برسانیم.» و آنها سعی کردند با اقداماتی این مسئولیت را به نیکی به انجام برسانند.

موزه‌ها و حفاظت اجتماعی از کودکان و نوجوانان

 آخرین سخنران نشست، علی‌اکبر زین‌العابدین سخنانش را با تشکر از دکتر فاضلی آغاز کرد. او از بیش از هفتاد روز فعالیت، نویسندگی و سخنرانی توسط فاضلی یاد کرد و او را فعال‌ترین نویسنده و سخنران روز‌های جنگ و پس از آن نامید. سپس زین‌العابدین با اشاره به لوگومیکروفن پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، از این پایگاه به دلیل فعالیت‌های خیرمحور و مخبری اتفاقاتی که در آن خیر عمومی و نیکوکاری‌های بی‌چشمداشت هست، تشکر کرد.

 زین‌العابدین در ادامه عنوان سخنرانی‌اش را «موزه و حفاظت اجتماعی از کودکان و نوجوانان در دوران جنگ» عنوان کرد و از تجربه برگزاری یک کلاس آنلاین در روز‌های آغازین جنگ گفت. به گفته او این کلاس بر پایه نوشتن بود و با نوجوانانی ۱۵ تا ۲۰ ساله با اسم مستعار برگزار می‌شد. زین‌العابدین گفت در روز‌هایی که بمباران شدیدی در تهران رخ می‌داد در این گروه مجازی یک حفاظت اجتماعی را توسط نوجوانان از نوجوانان دیده که این اتفاق روی او تاثیر شگرفی داشته است: «در بمباران طرشت یکی از بچه‌ها که نام مستعارش خرگوش بود در کلاس از ترسش گفت و وقتی شدت بمباران زیاد شد یکی دیگر از بچه‌ها، ترانه‌ای از گروه پالت به نام «با من خیال کن» را در گروه فرستاد و زیرش نوشت: «بیا خیال کنیم خرگوش.»» به گفته زین‌العابدین همین ۴ کلمه تمام نگرش او را به ترس و آینده تغییر داد: «چه قدرت بزرگی دارد این خیال.»

در ادامه این فعال حوزه کودک و نوجوان، این تجربه را به آنچه که قابلیت موزه‌ها نامید، متصل کرد و پیشنهاد‌هایی برای کار برای کودکان و نوجوانان در موزه‌ها ارائه داد. او توضیح داد که ما در دوران جنگ از بچه‌ها حفاظت فیزیکی می‌کنیم، اما در برابر آن زیست‌جهانی که به هم می‌ریزد و شبکه‌ای از معنا، اعتماد، خاطره و تعلق مورد لطمه قرار می‌گیرد، نمی‌توانیم آنها را حفاظت کنیم. اینجا جایی است که باید از حفاظت نوع دوم صحبت کنیم. او افزود: حفاظت اجتماعی یک سطح عمیق‌تری از مراقبت انسانی است. یعنی می‌خواهیم از احساس تعلق، اعتماد اجتماعی، کرامت انسانی، حافظه فرهنگی و امکان رویاپردازی مراقبت کنیم؛ بنابراین باید محیط نگهدارنده را به جز بحث فیزیکی، محیط نگهدارنده روانی و عاطفی قرار بدهیم. موزه‌ها را باید به سطحی ببریم که اگر ترومای جمعی برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت از عاطفه و روانشان مراقبت کند. در واقع موزه در زمان جنگ باید به مثابه درمانگر عمل کند.

 سپس زین‌العابدین در رابطه با کارکرد موزه‌ها در حفاظت اجتماعی از نوجوانان چند پیشنهاد عملگرایانه ارائه داد و از برگزاری کارگاه‌های روایت درمانی و ایجاد فضا‌های گفت‌وگوی بین نسلی در موزه‌ها صحبت کرد. او پیشنهاد داد که کودکان و نوجوانان روایت خودشان از تجربیاتشان در جنگ را خلق کنند تا در جایی مثل موزه کنار هم به نمایش گذاشته شود: «کاری که ما در پویش کودک، همدلی و کرونا انجام دادیم. در چهار رشته نقاشی، عکاسی، نویسندگی و فیلم‌سازی فراخوان دادیم و در آخر آنچه پدید آمد را در موزه‌ها به نمایش گذاشتیم. شکوه موزه‌ها آن روز معلوم شد که ورودی بخش «ایران پس از اسلام» در موزه ملی ایران خالی شد و آنجا آثار کودکان به نمایش درآمد و کودکان با ورود به موزه، خودشان را کسی دیدند که دارد خاطره جمعی را خلق می‌کند.» او در پایان گفت: اینکه می‌گوییم موزه برای گذشته نیست و برای آینده است فقط با اتفاقاتی از این قبیل به واقعیت تبدیل می‌شود.

گزارش از: زهرا صالحی‌زاده

IMG_20260518_215622

پنجمین نشست سالانه فعالان حوزه کودک، نوجوان و موزه‌دارانبه مناسبت روز جهانی موزه

ایکوم ایران با همکاری کانون توسعه فرهنگی کودکان برگزار می‌کند: کودک، عامل پیوند در جهان گسسته

گزارش موزه‌داران و سازمان‌های غیردولتی

کارگاه آموزشی:کودک، پل پیوند در جهان گسسته مدرس: علی‌اکبر زین‌العابدین

شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵

ساعت ۱۴ تا ۱۷

نشانی: میدان باهنر (نیاوران)، مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران، در بالای میدان، سالن کنفرانس

حضور موزه‌داران سراسر کشور و فعالان حوزه کودکی و نوجوانی در این نشست آزاد و رایگان است.

article_image_optimized

قطع کامل دسترسی نوجوانان به اخبار، ممنوع!علی‌اکبر زین‌العابدین، روان‌شناس و نویسنده: از محدودیت خبر و رسانه برای نوجوانان می‌گوید!

  • چهار مسئلۀ عمدۀ آینده، عدالت، جنگ و اقتصاد، اصلی‌ترین محورهایی هستند که نوجوانان را با چالش روانی مواجه می‌کنند.
  • قرار گرفتن مستمر در معرض اخبار منفی می‌تواند امید به آینده را کاهش دهد و زمینه‌ی شکل‌گیری «درماندگی آموخته‌شده» را فراهم کند؛ وضعیتی که در آن نوجوان هر نوع تلاش فردی برای بهبود آیندۀ خود را بی‌نتیجه می‌پندارد.
  • بمباران خبرهای منفی، نوجوانان را دچار خشم پنهان و احساساتشان را قطبی می‌کند. از یک سو ممکن است به بی‌حسی عاطفی نسبت به رنج دیگران منجر شود و از سوی دیگر آنها را به سمت واکنش‌های شدید هیجانی در برابر کوچک‌ترین مخالفت‌های محیطی سوق دهد.
  • قطع کامل دسترسی به ابزار دیجیتال برای اولین نسل تمام‌دیجیتال تاریخ، می‌تواند اضطراب را در نوجوانان افزایش دهد؛ پس راهش حرکت به‌سوی رویکرد کاهش آسیب و مصرف استراتژیک خبر از طریق تنظیم رژیم مصرف خبر است. آنها می‌توانند در طول روز دو تا سه پنجره‌ی خبری ۱۵ تا ۲۰ دقیقه‌ای ایجاد کنند و خارج از این بازه‌ها از جریان «خبرجویی بدبینانه» پرهیز کنند.
  • یک تا دو ساعت نخست پس از بیداری صبح، زمانی که هورمون استرس، کورتیزول در بالاترین سطح ترشح است و یک تا دو ساعت پیش از خواب شبانه که اخبار می‌تواند بر هورمون ملاتونین اثر بگذارد و موجب کابوس‌های شبانه شود، زمان‌های نامناسب برای چک کردن اخبار هستند.
  • جای خالی خبر را با فعالیت‌های واقعی و تجربه‌های حسی، مانند تعمیرات کوچک در منزل، اختراعات ساده، ساز زدن، مراقبت از گیاهان و حیوانات خانگی، معاشرت مفرحانه با دوستان و خواندن کتاب فیزیکی، پر کنند.
  • پس از شنیدن اخبار بحرانی می‌توان از تکنیک «لنگراندازی حسی» برای بازگشت ذهن به «اینجا و اکنون» استفاده کرد؛ پس از شنیدن خبر بحرانی: 5چیز که ببیند که خوشایند باشد، 4چیز که لمس کند و احساس خوب بگیرد، 3چیزی که بشنود، 2چیز که بو کند مثل بوی نان تازه و یک چیزی که طعم آن را بچشد.
  • با نوجوانان گفت‌وگو شود دربارۀ «توهم کنترل»؛ یعنی وقتی در برابر هزاران خبر بد قرار می‌گیریم به تدریج به این توهم می‌رسیم که می‌توانیم بر دنیای بیرون از خود کنترل پیدا کنیم؛ انگار زورمان می‌رسد قیمت‌ها را پایین بیاوریم یا مثلاً جنگ را متوقف کنیم! در حالیکه ما تنها می‌توانیم در دایرۀ نفوذ خودمان اعمالِ مدیریت کنیم؛ مثل اینکه چگونه می‌توانم مثلاً در لحظۀ بحران از جعبۀ کمک‌های اولیه بهره ببرم یا چگونه آرامش را به خود و اطرافیانم برگردانم.

نسخه‌ی کامل این ویدیو را در «شبکه ایران» مشاهده فرمایید:

https://www.aparat.com/v/nimyc85

IMG_20260520_210811

مسئولیت اجتماعی و موزه‌ها

 با سخنرانی:نعمت‌اله فاضلی محمد بهشتی شهریار خاطریسوسن نیکذات علی‌اکبر زین‌العابدین و سید احمد محیط طباطبایی

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

ساعت ۱۵ تا ۱۷

 نشانی: تهران، خیابان طالقانی، خیابان موسوی‌ شمالی، بوستان هنرمندان، خانه‌ی هنرمندان ایران، سالن استاد امیرخانی

article_image_optimized

کودکان به اخبار بحران جنگ، دسترسی داشته باشند یا نه؟

علی‌اکبر زین‌العابدین: ضرورت محدودیت دسترسی به اخبار بحران برای کودکان

  • کودکان از طریق شنیدن مکالمات بزرگسالان اطراف خود و دیدن تصاویر و اخبار جنگ از رسانه‌ها، قربانی تروماهای نیابتی و ثانویه می‌شوند.
  • تماشای تصاویر ویرانی جنگ می‌تواند تا بیش از ۴۰ درصد احتمال بروز علائم استرس پس از سانحه را افزایش دهد.
  • هنگامی که مرز میان «خطر بیرونی» و «خطر برای من» فرو می‌ریزد، کودک دچار نشانه‌های روان‌تنی شده و علائم جسمی چون سردرد، دل‌درد، تهوع و چسبندگی بیش‌ازاندازه به والدین، که از ترس رها شدن می‌جوشد، نمایان می‌شود.

سخه‌ی کامل این ویدیو را در «شبکه ایران» مشاهده فرمایید:

https://www.aparat.com/v/dwgwyf2?refererRef=channel_page