️ نعمتاله فاضلی، جامعهشناس: به کار بردن عبارت «مسئولیت اجتماعی» برای موزهها غلط است. اگر بخواهیم برای موزه مسئولیت اجتماعی تعریف کنیم، ابتدا باید به این مشروعیت دهیم که موزه برای پول در آوردن است.
️ علیرضا قلینژاد: موزهها دیگر دیوار بلند ندارند. باید از دیوارهای بلندشان عبور کنند و به میان جامعه بیایند و مسائل جامعه را حل و فصل کنند. موزه جایی است که جامعه مشکلاتش را با آن در میان میگذارد و راه حل پیدا میکند.
️ علیاکبر زینالعابدین، روانشناس: موزهها را باید به سطحی ببریم که اگر ترومای جمعی برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت از عاطفه و روانشان مراقبت کند. موزه در زمان جنگ باید به مثابه درمانگر عمل کند.
این گزارش را اینجا بخوانید:
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست «مسئولیت اجتماعی و موزهها» روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشتماه در خانه هنرمندان ایران به صورت حضوری برگزار شد. در این نشست سید احمد محیط طباطبایی (ریاست ایکوم ایران) به عنوان راهبر جلسه و دکتر نعمتاله فاضلی، دکتر شهریار خاطری، سوسن نیکذات و دکتر علیاکبر زینالعابدین به عنوان سخنران حضور داشتند.
جلسه با توضیحات مقدماتی احمد محیط طباطبایی و معرفی میهمانان آغاز شد. طباطبایی در ابتدا توضیح داد که امسال به دلیل شرایط خاص کشور، در حوزه موزه ها، مسئله «حفاظت» به عنوان اولویت قرار گرفته است: «حفاظت از اموال فرهنگی و تاریخی، حفاظت از میراث طبیعی، حفاظت از میراث ناملموس و حفاظت از هر چیزی که باید برای نسل بعد بماند.» او ادامه داد: «به جز بحث حفاظت فیزیکی، بحث دیگر حفاظت اجتماعی است. یعنی مسئولیت موزهها درباره جامعهای که در آن شکل گرفته است.» به عقیده او در دهه اخیر به این بخش از مسئولیت موزهها بیشتر توجه شده و موزههای ما به جز جمع کردن اموال تاریخی و حفاظت از آنها مسئولیتهای دیگری هم در رابطه با جامعه بر دوش خود حس میکنند.
محیط طباطبایی در ادامه صحبتش، سخنرانان این نشست را معرفی و توضیحاتی درباره موضوع صحبت آنها ارائه کرد: «دکتر خاطری یکی از مسئولین موزه صلح هستند. ایشان سالها در لاحه و در حوزه سلاحهای کشتار جمعی نماینده ایران بودند و آنجا فعالیت کردند. موزه صلح به خاطر ویژگی خودش گفتوگو را ترویج میدهد و این عامل اصلی بحث اجتماعی است.» او همچنین درباره علی اکبر زینالعابدین توضیح داد: «ایشان سالهاست که در حوزه انشا و ادبیات فعال هستند و در این رابطه با کودکان و نوجوانان کار میکنند. حتی دورهای خبرگزاری نوجوان را هم تشکیل دادند که به آن اعتبار ببخشند.» طباطبایی همچنین درباره سوسن نیکذات، مدیر و بنیانگذار موزه سیار سفیران فرهنگ صلح در مشهد توضیحاتی ارائه کرد و گفت: «ایشان قرار است از تجربهشان در این موزه سیار در دوره جنگ و پیش از آن در مشهد بگویند.» همچنین طباطبایی درباره دکتر فاضلی توضیح داد: «ایشان ابعاد مختلف جامعه و مسائلی که بحث کردم را جامعتر و بهتر توضیح میدهند و از تعریف اصلی مسئولیت اجتماعی و رابطهاش با موزه خواهند گفت.»
به کار بردن عبارت مسئولیت اجتماعی برای موزهها اشتباه است
دکتر فاضلی به عنوان اولین سخنران صحبتش را با به گفته خودش، اصلاح یک غلط متداول آغاز کرد. او توضیح داد که به کار بردن عبارت «مسئولیت اجتماعی» برای موزهها (عنوان نشست) غلط است و برای اثبات این موضوع از ریشه تاریخی عبارت social responsibility گفت و توضیح داد که از سال ۱۹۸۰ عبارت مسئولیت اجتماعی ابتدا برای شرکتها و سازمانها تعریف شد ولی بعدا گسترش پیدا کرد و اکنون برای دانشگاهها و موزهها و … هم به کار میرود. به گفته فاضلی social responsibility در گفتمان رایجش در جهان معطوف به افزایش کاربردها و کارکردهای اقتصادی نهادها و سازمانها است؛ و البته بعد دیگری هم دارد که در رابطه با افزایش کارکرد جنبههای زیستمحیطی سازمانها به کار میرود. یعنی استانداردهایی وجود دارد که چطور سازمانها باید تغییر کنند تا دو کار انجام دهند: «یکی اینکه پولساز شوند و دیگری اینکه به محیط زیست آسیب نزنند.» بنابراین به عقیده این استاد دانشگاه، به کار بردن این عبارت با وجود صورت ظاهر زیبا برای موزهها اشتباه است: «زیرا اگر بخواهیم برای موزه مسئولیت اجتماعی تعریف کنیم، ابتدا باید به این مشروعیت دهیم که موزه برای پول در آوردن است؛ و اگر این موضوع پذیرفته شود، باعث میشود ما در مورد موزهها، مثل دانشگاهها خیلی چیزها را از دست بدهیم. مثلا کیفیت آموزش در دانشگاهها از دست رفته است.»
موزه باید از معنا مراقبت کند
این انسانشناس و نویسنده ایرانی پیشنهاد داد که برای موزهها به جای عبارت مسئولیت اجتماعی از عبارت «مسئولیت فرهنگی» استفاده کنیم. چون به عقیده او موزه مثل تلویزیون و رادیو، چون مستقیم و بیواسطه سر و کارش با نمادهاست، نهاد فرهنگی به حساب میآید. او در ادامه موزه را از این زاویه تعریف کرد و گفت: «موزهها فضاهایی روایی هستند که در آن تجربه یادگیری آزاد برای عموم یا برای گروههای خاص تسهیل میشود.» او ادامه داد: مفهوم فضای روایی را من از «ریچارد سنت» و از کتاب «ساختن و سکونت» گرفتم. البته سنت شهر را فضای روایی میداند که موزه یکی از اجزای فضاهای شهری است. فضای روایی جایی است که ما تولیدش میکنیم. در این فضا ما قصه میگوییم و روایت میکنیم. قصه آدمیان و زندگیها. از این رو موزه ماهیتا فضایی روایی است. اما مسئولیت فرهنگی موزه در فضای امروز ایران چیست؟ فاضلی برای پاسخ به این پرسش توضیح داد: «کشورهایی مثل ایران، مصر، چین، هند و… جامعههای «میراثمحور» هستند نه مثل آمریکا «تکنولوژیمحور»؛ بنابراین این کشورها نمیتوانند حول مفهوم تجارت سامان پیدا کنند. پس ما باید حول همان فضای رواییای که ارزشهای فرهنگی و خواستههای فرامادی جامعه مثل صلح، آزادی، یادگیری و… در آن است، حرکت کنیم. این کار موزه است. الان در فرایند مراقبت از فرهنگ، کاری که موزه باید انجام دهد مراقبت از «معنا» است. مراقبت از «تخیل فرهنگی و اجتماعی» و مراقبت از «روایتها» در جامعه.
موزهها برای «آینده» هستند
فاضلی در ادامه گفت: در جنگ امریکا و اسرائیل ۱۴۹ اثر فرهنگی و ۵۰ موزه ما آسیب دید، اما چیزی که خراب شد صرفا ساختمان نیست. تخیل و قصهها آسیب دیدند. او افزود: فرهنگ برای جوامعی مثل ما چیزی است برای آینده. ظرفیت آرزومندی ماست. ما با نگاه کردن به موزه به آن به چشم یک نهاد مالی و بانکی نگاه نمیکنیم. موزه برای ما رویا یا اتوپیایی است از خلاقیت، ارزشهای فرامادی یا آیندهای که فکر میکنیم جامعه ما با الهام از ارزشهای فرامادی میتواند بسازد.
در نهایت به عقیده این پژوهشگر، مسئولیت فرهنگی موزهها مراقبت از تخیل جامعه است: وقتی در تجاوز اخیر، بمب افکن میآید موزهها را میزند، در واقع دارد تخیل آینده ما را میزند. مسئولیت فرهنگی ما مراقبت از تخیل ممکنی است که در موزهها تعبیه شده و اینها حاصل صدها و هزاران سال خلاقیت هنری، خلاقیت طبیعی، خلاقیت اجتماعی، اقتصادی و اشکال پیچیدهای از زیبایی شناسیها و تاروپود معنایی است که بمباران اینها یعنی از بین بردن آن تخیل. در پایان فاضلی گفت: تصور رایج این است که موزه مکانی است برای نمایش گذشته، اما این تصور از بنیان غلط است. موزهها برای آینده هستند. کار موزه روایت است و موزهها بزرگترین فضاهای روایی معتبر در جامعه هستند. موزه بر خلاف رادیو یا تلویزیون نمیتواند دروغ بگوید. موزهها تخیل روایی معتبر مردم ما هستند و ما باید از این اعتبار مراقبت کنیم.»
موزه باید میانجیگری کند
سخنران دوم، دکتر علیرضا قلینژاد بود که در غیاب دکتر محمد بهشتی و به دعوت احمد محیط طباطبایی به سخنرانی پرداخت و درباره ارتباط ایکوم و اجتماع گفت. او سخنانش را با یک پرسش آغاز کرد: چه شده که موزهها امروز در جایی نیستند که قبلا از آنها انتظار داشتیم؟ او برای پاسخ به این سوال به تحولاتی که در تعریف موزه و در شعارهای ایکوم طی سالهای اخیر اتفاق افتاده اشاره کرد و برای مقایسه تعریف امروزی موزه و تعریف سابق آن مثالهایی زد. به اعتقاد او پیشتر مردم مثلا به موزه ایران باستان میرفتند تا بگویند ما چه گذشته حیرتانگیزی داریم، و یا به خود بگویند حالا که ما گذشته باشکوهی داشتیم پس تلاش کنیم تا باز هم به دوره اوجمان برگردیم، اما امروز علاوه بر این دلیل، مردم به دلایل دیگری هم به موزه میروند: «موزه قبلا جایی بود که میرفتیم در آن یک چیزهایی میدیدیم. اما امروز موزه صرفا برای دیدن نیست. برای مثال امروز موزهها انباشتی از رویدادهای فرهنگی برگزار میکنند. قبلا موزهها نهایتا درباره اشیائی که نگهداری میکردند رویداد داشتند، اما امروز موضوعات متفاوتی در موزهها مورد بحث قرار میگیرد.» به عقیده قلینژاد ایکوم سالهاست روی کارکرد اجتماعی موزهها تاکید دارد و در تعریف موزه، در دسترس بودن، آزاد بودن و… را مطرح میکند و میگوید: «موزهها دیگر دیوار بلند ندارند. باید از دیوارهای بلندشان عبور کنند و به میان جامعه بیایند و مسائل جامعه را حل و فصل کنند. موزه جایی است که جامعه مشکلاتش را با آن در میان میگذارد و راه حل پیدا میکند.» به گفته قلینژاد این تعاریف با تعاریفی که ما قبلا از موزه داشتیم متفاوت است و ربطی به هم ندارد.
این پژوهشگر در ادامه شعارهای ایکوم از ۲۰۰۲ تا امروز را مرور کرد و توضیح داد که تمام این شعارها مملو از موضوعاتی اجتماعی مثل موزه و جوانان، موزه و گردشگری، نقش موزه در جوامع در حال تغییر و… است. قلینژاد همچنین اشاره کرد که موزهها امروز تکالیف اجتماعی دارند و برای مثال امروز در بحث معماری، موزهها یک بخش زیادی از فضایشان را برای فعالیتهای عمومی و اجتماعی میگذارند. مثلا در یک موزهای بازنشستهها میآیند و درباره مسائل خودشان صحبت میکنند. فقط هم موضوعات فرهنگی مورد بحث نیست. مثلا درباره رفاه اجتماعی هم صحبت میکنند و … قلینژاد در آخر روی نقش میانجیگری موزه تاکید کرد و گفت: امروز موزههای ما موزههای اکثریت هستند و اقلیت آنجا حرف نمیزنند و این خودش گسست به وجود میآورد. این چیزی است که موزه باید از آن مبرا باشد. موزه باید وجاهت میانجیگری داشته باشد و این لازمه اش این است که یک صفاتی را در خود به وجود بیاورد. اگر این کار را بتواند بکند موزه میتواند موفق باشد.
همه موزهها میتوانند موزه صلح باشند
سخنران سوم نشست دکتر خاطری سخنانش را با توضیحاتی درباره موزه صلح آغاز کرد و گفت درست است که امروز فعلا یک تابلوی موزه صلح در ایران داریم، اما امیدوارم این تابلو زاد و ولد کند و زیاد شود. اما بر اساس تعریف، هر موزهای که باعث شود آدم وقتی از آن بیرون میآید با خودش فکر کند که من چه کار کنم که آدم بهتری باشم، جامعهام بهتر شود و جهانم بهتر شود، آن موزه موزه صلح است. حالا میخواهد هر موزهای باشد. خاطری در ادامه درباره فعالیت موزه صلح تهران گفت که این موزه اشیامحور نیست و گفتوگو محور است و درش رویدادهایی اتفاق میافتد.
او در ادامه تصویرهایی از موزههای صلح جهان نمایش داد و توضیحاتی دراینباره ارائه کرد. او درباره موزه هیروشیما گفت که به یادبود اتفاق ۶ آگست ۱۹۴۵، اشیایی در این موزه جمع شده نه فقط برای مویه کردن، بلکه برای اینکه درس بگیریم تا دیگر چنان اتفاقهایی در دنیا نیفتد. او همچنین درباره تابلوی گرنیکای پیکاسو که به دنبال جنگهای داخلی اسپانیا طراحی شد صحبت کرد و درباره موزه صلح اسپانیا و تعامل خوبش با موزه صلح تهران گفت. او توضیح داد: هدف از موزههای صلح در دنیا این است که با گفتوگو، حفظ خاطرات جمعی و آموزش و آگاهسازی درباره پیامدهای خشونت و جنگ، تشویق به تفاهم، همدلی و … کمک کنند تا دیگر اتفاقات تلخ گذشته تکرار نشود. اینها مسئولیت اجتماعی است که موزهها میتوانند انجام بدهند و الهام ببخشند. خاطری در ادامه درباره فعالیتهای موزه صلح تهران و رویدادهایی که در آن برگزار میشود توضیحاتی ارائه داد.
موزه سیار صلح، صدایی برای بیصدایان
سخنران چهارم نشست، سوسن نیکذات، مدیرعامل موزه بینالمللی سیار سفیران صلح بود. او سخنانش را با توضیحاتی درباره واژه سلام و مفهوم صلحدوستانه آن آغاز کرد و سپس به نخستین کارکرد موزه که او آن را ایجاد و گسترش صلح معرفی کرد، پرداخت. نیکذات گفت: مسئولیت اجتماعی موزهها فراتر از مسئولیت حفظ اشیا تاریخی توسط آنهاست. او سپس به توصیف اقدامات موزه سیار خود پرداخت و هدف از فعالیت آن را سفر برای اشاعه صلح عنوان کرد. او گفت: «صلح را نمیشود پشت دیوارهای موزههای شهری حبس کرد. موزه سیار صلح به خانه کسانی میرود که صدایشان شنیده نمیشود.»
او و تیمش در دوره جنگ، مسئولیت فرهنگی و اجتماعی خود را در برگزاری رویدادهای کودکمحور با عروسکها و داستانسرایی تعریف کردند و با حضور در بیمارستانهای کودکان و میان بچههای آسیبدیده، همچنین برگزاری دورههای مجازی برای والدین و مربیان و… سعی کردند تا کمک کنند بچهها احساس امنیت بیشتری را تجربه کنند و اضطراب والدین به کودکان سرایت نکند. موزه سیار سفیران صلح، در دو جنگ اخیر از عروسکها، باورها، شیوه زندگی گذشتگان، خصلتهای انسانی در گذشته، جنگها، صلح و .. وام گرفته، تولید محتوا کرده و متعهد شدند که برای کودکان و والدینشان آگاهیبخشی و فرهنگسازی کنند و تا حد امکان تنشهای ذهنی آنها را بخوابانند و به گفته نیکذات جُنگ را جایگزین جَنگ کنند.
آنها همچنین با توزیع کتابهای صلحی با نام «ماه مهربان» و «درخت صلح» در سطح شهر، میان کودکان و تهیه کیفی مخصوص بچهها که شامل عروسک، اسباب بازی، دفتر نقاشی، مداد رنگی و کارتهایی آرامشبخش بود سعی کردند به بچهها بگویند که تنها نیستند؛ و ابزارهای آرامش همیشه همراه آنهاست.
در نهایت نیکذات و گروهش در اوج جنگ بیانیهای برای سازمان ملل نوشتند و با امضای جمعی از فعالان فرهنگی، کشتار کودکان را محکوم کرده و در فضای مجازی با رویداد «سوگ عروسکها» با خانوادههای داغدیده ابراز همدردی کردند. به گفته نیکذات «مسئولیت اجتماعی یعنی صدایمان را به گوش جهانیان برسانیم.» و آنها سعی کردند با اقداماتی این مسئولیت را به نیکی به انجام برسانند.
موزهها و حفاظت اجتماعی از کودکان و نوجوانان
آخرین سخنران نشست، علیاکبر زینالعابدین سخنانش را با تشکر از دکتر فاضلی آغاز کرد. او از بیش از هفتاد روز فعالیت، نویسندگی و سخنرانی توسط فاضلی یاد کرد و او را فعالترین نویسنده و سخنران روزهای جنگ و پس از آن نامید. سپس زینالعابدین با اشاره به لوگومیکروفن پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، از این پایگاه به دلیل فعالیتهای خیرمحور و مخبری اتفاقاتی که در آن خیر عمومی و نیکوکاریهای بیچشمداشت هست، تشکر کرد.
زینالعابدین در ادامه عنوان سخنرانیاش را «موزه و حفاظت اجتماعی از کودکان و نوجوانان در دوران جنگ» عنوان کرد و از تجربه برگزاری یک کلاس آنلاین در روزهای آغازین جنگ گفت. به گفته او این کلاس بر پایه نوشتن بود و با نوجوانانی ۱۵ تا ۲۰ ساله با اسم مستعار برگزار میشد. زینالعابدین گفت در روزهایی که بمباران شدیدی در تهران رخ میداد در این گروه مجازی یک حفاظت اجتماعی را توسط نوجوانان از نوجوانان دیده که این اتفاق روی او تاثیر شگرفی داشته است: «در بمباران طرشت یکی از بچهها که نام مستعارش خرگوش بود در کلاس از ترسش گفت و وقتی شدت بمباران زیاد شد یکی دیگر از بچهها، ترانهای از گروه پالت به نام «با من خیال کن» را در گروه فرستاد و زیرش نوشت: «بیا خیال کنیم خرگوش.»» به گفته زینالعابدین همین ۴ کلمه تمام نگرش او را به ترس و آینده تغییر داد: «چه قدرت بزرگی دارد این خیال.»
در ادامه این فعال حوزه کودک و نوجوان، این تجربه را به آنچه که قابلیت موزهها نامید، متصل کرد و پیشنهادهایی برای کار برای کودکان و نوجوانان در موزهها ارائه داد. او توضیح داد که ما در دوران جنگ از بچهها حفاظت فیزیکی میکنیم، اما در برابر آن زیستجهانی که به هم میریزد و شبکهای از معنا، اعتماد، خاطره و تعلق مورد لطمه قرار میگیرد، نمیتوانیم آنها را حفاظت کنیم. اینجا جایی است که باید از حفاظت نوع دوم صحبت کنیم. او افزود: حفاظت اجتماعی یک سطح عمیقتری از مراقبت انسانی است. یعنی میخواهیم از احساس تعلق، اعتماد اجتماعی، کرامت انسانی، حافظه فرهنگی و امکان رویاپردازی مراقبت کنیم؛ بنابراین باید محیط نگهدارنده را به جز بحث فیزیکی، محیط نگهدارنده روانی و عاطفی قرار بدهیم. موزهها را باید به سطحی ببریم که اگر ترومای جمعی برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت از عاطفه و روانشان مراقبت کند. در واقع موزه در زمان جنگ باید به مثابه درمانگر عمل کند.
سپس زینالعابدین در رابطه با کارکرد موزهها در حفاظت اجتماعی از نوجوانان چند پیشنهاد عملگرایانه ارائه داد و از برگزاری کارگاههای روایت درمانی و ایجاد فضاهای گفتوگوی بین نسلی در موزهها صحبت کرد. او پیشنهاد داد که کودکان و نوجوانان روایت خودشان از تجربیاتشان در جنگ را خلق کنند تا در جایی مثل موزه کنار هم به نمایش گذاشته شود: «کاری که ما در پویش کودک، همدلی و کرونا انجام دادیم. در چهار رشته نقاشی، عکاسی، نویسندگی و فیلمسازی فراخوان دادیم و در آخر آنچه پدید آمد را در موزهها به نمایش گذاشتیم. شکوه موزهها آن روز معلوم شد که ورودی بخش «ایران پس از اسلام» در موزه ملی ایران خالی شد و آنجا آثار کودکان به نمایش درآمد و کودکان با ورود به موزه، خودشان را کسی دیدند که دارد خاطره جمعی را خلق میکند.» او در پایان گفت: اینکه میگوییم موزه برای گذشته نیست و برای آینده است فقط با اتفاقاتی از این قبیل به واقعیت تبدیل میشود.
گزارش از: زهرا صالحیزاده


نظر بگذارید